پرستوها
نوامبر 17, 2016
رهایی
نوامبر 18, 2016

اپوزیسیون!؟

Position - Opposition

سال ها است که حکومت اسلامی ایران، کلیه جناح ها و احزاب و تشکّل های اپوزیسیون خارج از کشور را  “تقریبا” به حال خود رها کرده و به رَصَد آنان از دور بسنده می کند. کل اخبار و وقایع روزنامه های دولتی و خصوصی و رسانه های دیداری و شنیداری را که بگردی هیچ اثری از نوشته ای یا مخالف خوانی با گروهی از خیل عظیم! اپوزیسیون  نمی بینی. اما چرا؟

با گشت و گذاری مختصر و سریع در شبکه های اجتماعی و خواندن متن های به اصطلاح سیاسی و تحلیل های رو نمایی آبکی می توان  “چرا” یی  را دریافت.

در مورد یافتن پاسخ، چند نکتۀ مهم و کلیدی جلب نظر می کند:

1 – یک نویسندۀ سیاسی، یا هر نویسندۀ دیگری، پیش از آغاز نوشتار، باید اجتماع و بازار هدف خوانندگان نوشتار خود را تعیین نموده و بر اساس آن، نوشتار را توسط واژگان مقبول و قابل فهم اجتماع هدف، نگاشته و عرضه نماید.

برخی از سیاسی نویسان ما، چنان می نویسند که گویی در مسابقۀ انشاء و در رقابت با سعدی قرار گرفته اند و از واژگان من در آوردی سنگین و عباراتی استفاده می کنند که نمونه های آن را حتی در ادبیات کلاسیک و متقدّم پارسی نمی توان یافت. غافل از آنکه تو برای کسی می نویسی که نمی داند و مقصودت افزایش آگاهی های طبقه ای از جامعه است که حتی نثر تو را نمی فهمد، نه تنها او، بلکه شاید سعدی نیز که استاد نثر مسجّع است سر از چنین واژگان من در آوردی، در نیاورد. و همین است که مخاطب، پای سخن کسی یا کسانی می نشیند که حرف دل و خواسته های او را به زبانی ساده بیان می کنند. این قبیل دوستان را برای فهم بیشتر از منظورم، ارجاع میدهم به مقاله “ساده نویسی”  و همچنین مقاله “توهم“. ساده بنویس برادر عزیز اگر قصد تو افزایش آگاهی عامّه است. خیالت راحت باشد، چنین ادبیات و واژگان بی در و پیکری را هیچ کس حتی بزرگان ادب پارسی هم  نمی فهمند چرا که در دکّان هیچ بقالی و عطاری یافت نمیشود. درست است، حرف حق میزنی و انتقاد تو به جا و منطقی است، اما به زبانی بگو که “آنان که باید”، بفهمند نه آنان که هم اکنون نیز می فهمند.

2 – وقتی تمامی افراد، گروه ها و تشکل های سیاسی اپوزیسیون خارج از کشور، در حال ناسزا گویی به یکدیگرند و از چسباندن انواع برچسب ها و اتهام و افترا به یکدیگر کوتاهی نمی کنند و دریغ نمی ورزند و صحنۀ مخالفت های سیاسی با رژیم اسلامی را با میدان مسابقه اشتباه گرفته اند دیگر چه نیازی به فعالیت های آشکار و نهان جمهوری اسلامی علیه اپوزیسیون است؟

وقتی تمامی چنین تشکّل هایی، دیگران را رقیب خود قلمداد کرده و دست به تضعیف یکدیگر می زنند، چه نیازی به اقدامات رژیم اسلامی است؟

و به همه این اختلافات، بیافزاییم مخالف خوانی ها و اتهامات داخل نشینان و خارج نشینان را. خارج نشینان، داخل نشینان را اعم از سیاسی و هنرمند و … متهم به مزدوری رژیم می کنند و داخل نشینان نیز اپوزیسیون خارج از کشور را به مزدور بیگانه و مرفّه بی درد و کسانی که از درک درد مردم داخل کشور عاجزند.

امّا پای صحبت هر کدام هم که می نشینی، حرف از “اتحاد” می زند و نیاز اپوزیسیون به اتحاد و تحلیل های سطحی و آبکی در مورد علل عدم اتحاد.

برادر عزیز! مبارز محترم! “اتحاد” مانند ساختمانی که نیازمند فونداسیون است، نیاز به پایه هایی دارد که هیچگاه به بحث و تبادل نظر و توافق جمعی گذارده نشده. در اینجا شما را ارجاع میدهم به نوشتاری تحت عنوان ملیت- نقطه مشترک،  که در آن به گونه ای و به دور از پیچیده نویسی و به زبانی بسیار ساده، اصول ابتدایی توافق و اتحاد گروه های سیاسی شرح داده شده است. اصولی که در همۀ کشورها، تمامی احزاب سیاسی اعم از موافق و مخالف بدان پای بندند. اگر بر سه اصل مندرج در آن به توافق رسیدید که چنین توافقی می تواند به عنوان “پایه” ای باشد برای توافق ها و اتحاد ناشی از آن و گرنه تا ابد همین آش است و همین کاسه، عِرض خود می بری و محنت ما می داری …

3 – اپوزیسیون ما، هنوز فاقد یک “حزب” سیاسی به مفهوم واقعی کلمه و تعریف سیاسی آن است. تمامی فعالیت های سیاسی نیز یا بصورت متفرق و فردی و یا به گونه انجمن یا تشکل انجام میشود. نوشتار “هم افزایی” شاید کمکی باشد به درک چنین دیدگاهی.

4 – نمی توان “نداشته ها” را برای کسی به ارمغان برد. وقتی کلام، نوشتار و موضع گیری هایمان رادیکال و به دور از اعتدال باشد چگونه می توانیم به جامعه مان نوید اعتدال و صلح و آرامش دهیم؟

اگر بپذیریم که هنوز دچار فرهنگ صفر و صدی هستیم و رادیکالیسم و فرهنگ خودی – غیر خودی، ریشه در استبداد دارد و نه دموکراسی، که اگر معتقد به دموکراسی باشیم به خوبی میدانیم که اعتدال یکی از پی آمدها و فرزند دموکراسی است، و بنابراین اعتقاد درونی  و عمیق نیز به واژۀ دموکراسی در ما وجود ندارد، چگونه می توانیم نوید بخش ره آوردی دموکراتیک برای ملّتمان باشیم؟

وقتی سخنان و نوشتارهایمان موجی است آشکار از رادیکالیسم، مردم ما چگونه می توانند به باورِ “ره آوردِ دموکراتیک” از ما برسند؟

چنین بدبینی های به حقی در میان اکثریت مردم کشورمان در مورد گردانندگان و روشنفکران سیاسی خارج از کشور به سبب وجود نشانه های آشکار رادیکالیسم در گفتار و نوشتارشان وجود دارد. وقتی درک کردی که رادیکالیسم با روح دموکراسی همخوانی ندارد و این موضوع را حتی عامّه مردم داخل کشور نیز می دانند و هر وقت دست از فرهنگ صفر و صدی برداشتی و فهمیدی که بین این دو عدد، 99 عدد دیگر نیز وجود دارد، آنگاه می توانی مدّعی ارمغانی از دموکراسی برای مردمت باشی.

در خاتمه، یادمان باشد، هرگاه بپذیریم که نمی توانیم نقش ولی و قَیِّم مردم را در راه پیشرفت و مبارزات سیاسی بازی کنیم و تغییرات، تنها با افزایش آگاهی آنها میسّر است و نقش ما در این میانه تنها ایجاد و افزایش آگاهی مردم است و نه قیمومیت آنان و اگر به جای عیب جویی و تضعیف و اتهام به دیگران، به ذکر نقاط و نکات مثبت ذهن و اندیشه مان بپردازیم و همچنین اصول و پایه های اتحاد و دموکراسی را رعایت کنیم و محترم شماریم، آنگاه می توانیم امیدوار به آیندۀ روشنی برای کشور و ملّتمان باشیم.

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم

تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

Sartrouville

17/Nov/16

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.