دستم به سَرِ خِرمَنِ گیسویِ تو باشد
وین بادِ صبا را خبر از بویِ تو باشد
چشمم به شبِ تیره نَخُسبیده که شاید
کان ماهِ درخشانِ مَن اش رویِ تو باشد
من سینه سپر کردۀ جانانه از آن رو
تیری که کمانش خَمِ اَبرویِ تو باشد
برخیزم و ره توشه بر آرَم، نَنِشین ام
زآن روی که قصد و قدمم کویِ توباشد
باز آ و نِگه بر منِ شوریده بی افکن
پیمان که دعا و نِگَهَش سوی تو باشد
14/Feb/19
Sartrouville