30968168_001_s
مردم همیشه در صحنه و دولت همیشه در سایه
نوامبر 14, 2017
repentance2
توبه
دسامبر 8, 2017

دلفگار

peyman

دلم  زِ دست  بِرَفت  و  شکارِ  تو شد

زِ من  رَمید  و  اهل و سازگارِ  تو شد

چنان به بویِ تو خو کرد و دست آموز

که ازفِراقِ تو حیران و بی قرارِ تو شد

چو آهوانِ رَمیده زِ دشت و کوه و دَمَن

هراسناک به  سَر دوید و در کنارِ تو شد

دلی که  در قفسِ سینه ام زمستان  بود

زِ من پَرید  و رفت و  نو بهارِ تو  شد

مرا چنین دلی  گو به چه کار می آمد؟

بدادمش  بدستِ  تو  و به  کارِ تو شد

زمانه اش بِسَر آمد که شاد میخندید

لبی که بسته  بُد  و دل فَگار تو شد

نهادمش به کَفَت این بی قرارِ وحشی را

که از قَرارِ من بُرید و از تَبارِ تو شد

نَهان بُده  است تُرا  مِهر و عهد و وفا

بِبَستَمت به تو پیمان، که آشکارِ تو شد

 

Sartrouville

17/Nov/2017

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.