رادیکالیسم، پیشینه و عواقب

نوروز 1400
مارس 20, 2021
علم و فلسفه
جولای 11, 2021

رادیکالیسم، پیشینه و عواقب

واکنش هایِ مردم پس از فوتِ مهرداد میناوند و علی انصاریان، عاملی شد تا مختصری در این باب بنگارم.

درگذشتِ این دو ورزشکارِ محبوب و خوش نام، طیفی از واکنش هایِ متفاوت را به دنبال داشت. از مثبت و تهاجمی علیهِ حکومتِ اسلامی تا منفی علیهِ این دو بازیکنِ مشهور.

یکی از مهمترین مواردی که بیش از هر چیزی به چَشم می آید، حمله هایِ کورِ مخالفینِ نظام علیه چهره هایِ مشهور ورزشی و هنری ست. حمله هایی که شباهتِ عجیبی دارد با نگاهِ کورِ مجاهدینِ خلق به کسانی که مخالف می پنداشتند و یکی از مهمترین راه هایِ تشخیصِ آنان وضعیتِ ظاهریِ فرد بود، به گونه ای که بسیاری از تهاجم هایِ انجام شده توسطِ عواملِ این سازمان به مردمی عادی که ظاهری شبیهِ اَعوان و اَنصار حکومت داشتند بود. نوعی از الگو سازیِ بی ربط و احساسی که هیچ اثری از منطق در آن یافت نمی شد. شخصا شاهدِ نمونه هایی از این تهاجم و ترور بوده ام.

اکنون نیز، همانندِ آن زمان، برخی از مخالفین، بدونِ سند و مدرک و حتی بدونِ منطقِ کافی برایِ انجامِ حمله هایِ کلامی به سلبریتی ها، اقدام به چنین کاری می کنند. بدونِ اغراق، شباهتِ اساسی و بسیاری است بینِ این دو گروه. این ها همان راهی را می روند که سازمانِ مجاهدین رفت و نتیجه اش همانی شد که اکنون شاهد هستیم.

مشکل، زمانِ حال و شرایطِ فعلی نیست. مشکل از زمانِ فروپاشیِ حکومتِ اسلامی آغاز خواهد شد. زمانی که همین مردم، با همین سطح از استدلال و منطق، با سلبریتی ها مواجه خواهند شد. نتیجۀ چنین فرآیندی نیز از هم اکنون هویداست.

مخالفِ نظام، با آی دیِ ناشناس و بدونِ عکس، در داخل و حتی خارج از کشور، اقدام به حمله و توهین به سلبریتی هایی می کند که برخی از آنان حتی در مواقعی خط قرمزهایِ نظام را هم رد کرده اند، اما چون هنوز در حالِ کار با صدا و سیمایِ حکومتی هستند پس یقینا دست در کاسۀ نظام دارند و هَمدَستِ آنان اَند.

در مواقعی، در مواجهه با چُنین حملاتی، چند پرسش را مطرح کرده ام که به لحاظِ منطقی، هیچ گاه پاسخی درخور نشنیدم. برایِ مثال، بسیاری از مخالفانِ نظام، مهران مدیری را جزوِ سلبریتی هایِ حکومت می دانند که آب به آسیابِ نظام می ریزد.

می پرسم: مهران مدیری، به عنوانِ یک طنز پرداز، چه کاری می توانسته انجام دهد که انجام نداده؟

پاسخ : او با خنداندنِ مردم توسطِ به طنز کشیدنِ مصائب، مُسَببِ فراموشیِ مردم است.

می پرسم که کارِ طنز پرداز چیست؟ مگر نه اینکه نامرادی ها، ناهنجاری ها و مصائبِ اجتماعی و فرهنگی را به صورتِ طنز ارائه می دهد؟ یعنی وظیفۀ یک طنز پرداز در تمامیِ کشورهایِ جهان.

نه! او بایستی خطِ خود را از نظام جدا کند.

مگر در خط و خطوطِ نظام حرکت می کند؟

بله، چون دارد برایِ صدا و سیما کار می کند.

خب چه کاری می بایستی انجام می داده و نداده؟

بصورتِ واضح موضعِ خود را در قبالِ جنایت هایِ حکومت اعلام کند.

خب بعد چه؟ اول اینکه در مثبت ترین حالت بیکار خواهد شد و دیگر اینکه در صورت بیکاری چه کند؟

کارِ دیگری انجام دهد.

خب شغلِ اصلیِ او طنز پردازی ست، از این طریق هم بسیاری از حرف هایِ ناگفتنی را زده. چندین بار هم موردِ بازخواست قرار گرفته. حتی موقعِ ضبطِ برنامه به وضوح و به صراحت می گوید که این صحبتِ شما اجازۀ پخش نخواهد یافت و سانسور می شود. دیگر چه می تواند بگوید؟ فراتر از این رفتن هم خطر بزرگی را متوجهِ او خواهد کرد. شما در مکانِ اَمن نشسته ای و راهکار ارائه می دهی و دستور صادر می کنی؟ در ثانی، اگر چنین رویکردی داشته باشیم، تمامیِ کارکنانِ دولت بایستی از محلِ کار خود استعفا دهند چون مطابقِ قوانینِ حکومتی کار می کنند. با چنین استدلالی حتی بانوان را هم بعلتِ رعایتِ حجاب می توان موردِ شِماتَت و حتی تهمت قرار داد. عزیزِ من! با چنین رویکردی تمامیِ مردم از بیکاری و فقر و گرسنگی خواهند مُرد. کمی منطقی باشیم و توقعِ خود را با محدویت هایِ افراد تنظیم کنیم.

و هنوز هم شاهدِ چُنین پرخاشگری هایِ غیرِ منطقی، یک سو نِگرانه و تنگ نظرانه ای هستم که ریشه در رادیکالیسم و حقارتِ فرهنگیِ موجود در ذهنِ مردم دارد. مشکلِ ما فردایِ روزی ست که حکومت ساقط خواهد شد. با چُنین رویکردی، در آن زمان شاهدِ اعمالی نظیرِ برخوردهایِ صادق خلخالی با سلبریتی هایِ حکومتِ پیشین خواهیم بود.

راستی، پس چه تفاوتی ست میانِ ذهن هایِ دُگمِ انقلابیون 57 و انقلابیونِ فعلی؟

مگر در همان سال و سال ها، سرِ بسیاری از بی گناهان بالایِ دار نرفت؟

برایِ فهمِ بیشترِ روحیۀ مردم، توصیه می کنم به خواندنِ کتابِ جامعه شناسیِ نُخبه کُشی. کتابی که روحیات و مشکلاتِ فرهنگیِ مردمِ ما را به خوبی آشکار می کند. جامعۀ ما تنگ نظر و نُخبه کُش است.

کمی بیندیشیم، نگذاریم که یک بارِ دیگر رادیکالیسم، طومارِ جامعۀ ما را در هم پیچد. جامعۀ ما بیش از هرچیز نیازمندِ همدلی، وِفاق، تعادل و آرامش است. با ادامۀ چُنین رَوِشی، راه به جایی نخواهیم بُرد.

 

04/Feb/2021

Sartrouville

4 دیدگاه ها

  1. ناشناس گفت:

    واقعا عالی بود این مطلب و من کاملا موافقم .متاسفانه یکی از بزرگ‌ترین مشکلات ما ایرانی‌ها همین افراط و تفریط ها و دیدگاه یکجانبه نگر و سیاه و سپید دیدن افراده بدون اینکه خودمون رو جای اونها بگذاریم .

  2. ناشناس گفت:

    ایا شما پیمان باقری تلواژگانی هستید؟و مقاله مربوط به دوره شاه صفی از شماست ؟ اگر بلی من سئوالاتی دارم ایا ممکن است امکان دیدار و یا تماس با شما را پیدا کنم؟ نوشته های شما بسیار پخته و سنجیده و باارزش است .(هرچند میتوان کمبود هائی را بر انان متصور شد.)لطف خواهید فرمود اگر با من تماس بگیرید. من منصور میر هندی هستم شماره همراه من ۰۹۱۳۳۱۸۹۸۶۲ و E mail من در ذیل بجای وب سایت درج است. متشکرم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.