property-management-lease-laws-written-and-unwritten
نوشته ها و نانوشته ها
دسامبر 25, 2016
jlo019
خستگی
دسامبر 27, 2016

نقدی بر انقلاب

2014130122726769734_20

تاریخ بشر، بالاخص تاریخ معاصر، مملو از انقلاب هایی است آنتاگونیستی  و به لطف سلاح و سرنیزه. همواره رهبرانی پر شور و انقلابی، و مردمی که با وعده های آنان و به امید مدینه فاضله، پشت سر آنان  براه افتاده و شور انقلابی و نبرد برای برقراری عدالت و…. بقیه را که همه میدانیم: ناکجا آباد.

مشتی نوشتارهای نوستالژیک سیاسی نما با خمیر مایه ای از کاربرد واژه های علوم سیاسی و مملو از “مرگ بر”  و “زنده باد” و ” جنایتکار” و “سزای اعمال جنایتکارانه” و …. که همگی درونمایه ای نوستالژیک داشته و خبر از تسویه حساب های سیاسی و فردی میدهد و نوید! دوباره ای بر چوبه های دار و جوخه های تیرباران و خشک و تر سوختن. و باز هم قتل و خونریزی و غارت و تباهی و تکرار همان چرخه معیوب چند دهه پیش.

که گویی میخواهیم، به عمد، تاریخ را تکرار کنیم، بی هیچ نتیجه ای برای مردمی سرگردان  و در انتظار عدالت. و به هر کدام که مینگری، یا رئیس جمهور خواهد شد و یا نخست وزیر و به جان شما کمتر از وزیر که اصلا صرف نمیکند.

و هیچگاه نخواسته ایم به پشت سر خود و به مردم و به سطوح آگاهی آنان از آنچه میپندارند و میکنند و به ما اقتدا و اعتماد کرده اند نظری بیفکنیم. و همه ما، از ریز و دشت، آگاهی مردم را در تائید خواسته ها و منش خود میبینیم، و نه در آنچه باید باشد.

و هیچگاه سعی نکرده ایم اثرات “انقلاب” و کشتارها و تسویه حساب های پس از آن و ویرانی ها و واپس گرایی های مترتب بر آن را که در کشور ما و در کشورهای دیگر رخ داده بر طبقات مختلف مردم آشکار سازیم. که مبادا به مخالفت با ما نیز برخیزند. و خود نیز اندیشه بر خطر برتری کمیت بر کیفیت را در هوادارانمان نکرده ایم. که هرچه هوادار بیشتر، ما بر حق تر. و غافلیم از آنکه نتیجه هواداری  نا آگاهانه و نوستالژیک، همان خواهد بود که دیدیم و هنوز میبینیم.

و بعنوان روشنفکر یا اندیشمند و حتی محقق سیاسی، نمی اندیشیم که با خلاء ناشی از قدرت در صورت سقوط رژیم چه باید کرد؟ در شرایطی که گروه ها و احزاب سیاسی، حتی بر سر الفبای اتحاد که پیش از این در نوشتاری تحت عنوان “ملیت-نقطه مشترک” ذکر کرده ام و نوعی استاندارد در الفبای اتحاد تمامی گروههای سیاسی در کشورهای پیشرو و موفق است، اتفاق نظر نداریم چه برسد به اداره کشوری با حکومت فروپاشیده. جالب اینجاست که بعلت چنین تفرقی و بدبینی مردم داخل کشور به اپوزیسیون خارج، مجموع تعداد هواداران همه احزاب شاید به بیش از صد هزار نفر نیز نرسد.

یکی از مهمترین دلایل ناخشنودی، بی اعتمادی و دوری و جدایی مردم از روشنفکران جامعه نیز فرآیند جلودار بودن روشنفکران جامعه و هواداری میلیون ها ناآگاه است. که نتیجه آن وقوع انقلاب هایی بوده که پیامدهای خشونت بار و سقوط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور را داشته است.

نه جانم، نه عزیزم، لازمه فرآیند پیشرفت های سیاسی، آگاهی های گسترده مردمی است که در جستجوی زندگی بهتر و آزادی های دموکراتیک اند. اگر خود را روشنفکر میدانیم ، باید بفهمیم که رابطه روشنفکر و مردم ، حکایت بز و گوسفند نیست. با مرگ بر گفتن و خائن دانستن این و آن و بزرگنمایی ریز اشتباهات گذشته دیگران و وصله عامل رژیم چسباندن به هر تنابنده ای که شعار “مرگ بر” سر ندهد هم هیچ نوع آگاهی سیاسی و اجتماعی عمیقی  به مردم نخواهد رسید. مگر من و شما و هر فعال و روشنفکر سیاسی دیگری، عاری از اشتباه بوده ایم؟ رفیق عزیز! هیچ موتاسیونی نیز در این رابطه رخ نخواهد داد. برخورداری عامه مردم از چنین آگاهی هایی، شاید زمانی طولانی را طلب کند اما نتیجه آن قطعا جامعه ای خواهد بود آگاه و باب میل و طبع همان مردم. تعجیل در به نتیجه رساندن مبارزات سیاسی، بدون پختگی لازم نزد مردم، فاجعه ای دیگر بدنبال خواهد داشت که وضع را از آنچه که اکنون هست بدتر خواهد کرد. راه و راه های میانبر را برای همیشه فراموش کنید. شما یا سیاسی نیستید و صرفا فیگور سیاسی میگیرید و یا تجربه کافی در تحلیل و آینده نگری مسائل سیاسی را ندارید.

نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند

نه هرکه آینه سازد سکندری داند

نه هرکه طرف کله کج نهاد و تند نشست

کلاهداری  و آئین سروری داند (حافظ )

من، پشتیبانی یک نفر آگاه را به پشتیبانی میلیون ها نا آگاه ارجح میدانم.

به دنبال آگاهی مردم باشیم، بدون تعجیل، با صبر و حوصله، و به دور از خود خواهی های فردی، سازمانی و حزبی، که این “تنها” و “تنها” راه رهایی مردم از چنگال استبداد است. باز هم تکرار میکنم، هیچ راه میانبری برای رسیدن به آزادی و دموکراسی وجود ندارد. و بر این باور باشیم که در طول تاریخ، هیچگاه سلاح و سرنیزه، ره آوردی دموکراتیک برای مردم نداشته است.

به مثابه یک فرایند دموکراتیک که جریان و سمت و سوی آن از قاعده به راس هرم است، مردم آگاه، خود، رهبران خود را انتخاب خواهند کرد، نیازی به رهبری ، مشاوره و توصیه ما و امثال ما نخواهند داشت.

 

Sartrouville

25/Dec/2016

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.